أحمد بن حامد كرمانى
29
تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )
كه در چهار شهر كرمان [ كه آن بردسير و سيرجان و جيرفت و بم است ] فرمود كه منادى كردند كه هركس از فقها كه قدورى ياد گيرد صد دينار آقچه « 1 » در دست همت خود واجب كردم كه هرسال « 2 » بوجه ادرار رسانيم و اگر جامع الصغير ياد گيرد پانصد دينار بدهيم و اگر جامع الكبير ياد گيرد هزار دينار بوى رسانيم [ تا ] بدين اميد [ جائزهء پادشاه ] هزار مرد فقيه و مفتى شدند . [ و ملك محمد بغايت دولت يار بود . شعر خرد در گوش دولت گفت روزى * همى خواهم كه با من يار باشى جوابش داد دولت ، گفت هرجا * كه من باشم تو خود ناچار ، باشى ] و مدّت ملك ملك محمد چهارده سال بود [ بعد از آنكه مدّت چهارده سال و شش ماه و هفت روز پادشاهى راند ؛ آخر هم شراب زوال در قدح ارتجال از دست ساقى كل نفس ذايقة الموت نوش كرد . بهار ملك آل سلجوق در دولت ملك محمد بود و جهان از نسيم عدل او خوش مشام . شعر عدل و انصاف كار او بودى * چرخ بر اختيار او بودى چون بدين چندگاه عمر گذاشت * دست ازين خاكدان تيره بداشت هركه را نيست اختر و ارون * ننهند دل برين سپهر حرون ] ( وفاتش در ششم شهر جمادى الاولى سنه 551 موافق سنه 544 خراجى . ) ( گفتار در ) ذكر [ سلطنت ] ملك محيى الدنيا و الدين طغرلشاه بن محمد [ بن ارسلانشاه بن كرمانشاه بن قاورد ] ( كه پادشاه هشتم است از قاورديان ) [ كه در كرمان و عمان و فارس سلطنت كردند . ] [ در شهور سنه اربع و اربعين و خمسمائة خراجى موافق با ششم روز جمادى الاولى سنه احدى و خمسين و خمسمائه به دور پادشاهى كرمان بملك محيى الدنيا و الدين طغرلشاه بن محمد بن ارسلان شاه بن كرمانشاه بن قاورد انار اللّه برهانهم رسيد . به حكم ارث سرير مملكت را بجمال همايون خويش بيار است . ] پادشاهى بود عادل رحيم لطيف مشفق بر رعيت [ و از خاندان مبارك آل سلجوق خود كدام پادشاه بود كه بدين اوصاف حميده موصوف نبود و به اين اخلاق شريفه معروف نه ؟ سبحان اللّه مبارك دولتى كه
--> ( 1 ) بر دست . - ( 2 ) بر وجه .